کاش چشمانم نابینا بود
▪️ سر اباعبدالله غرقِ خونِ پیشانی شکسته محاسن غرقِ خون لبها چوبِ خیزران خورده مگه چقدر طاقت داره تا سر رو برداشت گفت بابا: لَیتَنی کُنتُ عَمیاءً کاش چشام نابینا بود وَ لَم أری رَأسَکَ هکَذا اینطور سرت رو بریده نمیدیدم بابا.
حجت الاسلام رفیعی




