به نقل از “مرآه البحرین”، “لطیفه الحسینی”، نویسنده و روزنامهنگار لبنانی در مقالهای تحت عنوان “همنوا با رنجهای روزمره بحرینیها” نوشت: در بحبوحه وضعیت بحرانی، خفقانآور و طاقتفرسای امروز در بحرین، از یکی از شهروندان بحرینی پرسیدم: کدامیک برای تو سختتر است؟ اینکه بیتابعیت شوی یا اینکه مدتی طولانی در کشورت زندانی باشی؟ پاسخ قاطعی دریافت نکردم؛ شاید به این دلیل که هر دو گزینه بیرحمانه است. از شهروند دیگری شنیدم که میگفت: ملت ما اکنون یا در بندِ اسارت است، یا آوارهی بیتابعیت و یا شهید!
وی افزود: در بحرین، برای لمس دردها و تپشهای قلبیِ مردم، نیازی نیست که لزوماً تابعیت داشته باشید یا شهروند اصیل باشید. همگان زیر نظر، تهدید، تعقیب، محاصره و محدودیت هستند و در نهایت، همگی در تیررس هستند. آنها هرگز وضعیتی چنین خفقانآور را که امروز تجربه میکنند، به یاد ندارند؛ کشوری که اصرار دارد حتی بر تفکرات و عقاید آنها نیز کنترل داشته باشد.
الحسینی ادامه داد: این وضعیت دشوار در روزمرگیهای مردم نمایان است. همه در معرض تروریسمی مداوم قرار دارند؛ دستگاههای امنیتی در کمین نشستهاند تا بر سر هر شهروندی که مایه “مزاحمت” برای دولت باشد، فرود آیند. بحرین شاید بیشترین آمار احضار شهروندان را داشته باشد که از آنها میپرسند: “چرا آن را نوشتی؟ چرا این را گفتی؟ و چرا از آن موضوع انتقاد کردی؟”
این نویسنده لبنانی بیان داشت: امروزه، سخن از تشدید مجازاتها تنها در بحرین شنیده میشود. صحبت از حبس ابد یا سلب تابعیت به شکلی واضح و آشکار، تنها در بحرین شنیده میشود. فعالیت گسترده نهادی رسمی در حوزه جرایم سایبری، تنها در بحرین به گوش میرسد. حالت مطیع بودن کامل در برابر حاکم و تقدیس و تعظیم او، تنها مختص بحرین است. رنگِ واحد در رسانهها و تیترهای کپیشده و یکسان در مطبوعات، تنها در بحرین دیده میشود. سلب هویت ملیای که ریشهای صدها ساله دارد، تنها در بحرین اتفاق میافتد.
وی اشاره کرد: همه اینها برای چیست؟ تنها به این دلیل که بخش قابلتوجهی از ملت، تمسک به عقاید اسلامیشان را انتخاب کردهاند؛ عقایدی که امروزه برای دولت پلیسی به “خط قرمز” تبدیل شده است. گروهی که با اخلاص و ثبات بر ولایت و آموزههای اهلبیت (علیهم السلام) و مکتب امام حسین (علیه السلام)، توانستهاند توجه تمام مسلمانان عرب و بهویژه پیروان مذهب اثنیعشری را جلب کنند و الگویی حقیقی برای ایمان فطری به دین اصیل محمدی و نمونهای زنده از “جهاد تبیین” در عصر سلاطین جورباشند.
الحسینی ادامه داد: امروز، وطنی کامل با اعصابی متشنج زندگی میکند. مردم نه تنها از بازداشت، بلکه از اینکه به ارقامی جدید در لیست احکام سنگین قضایی تبدیل شوند یا نامشان در اخبار یورشها و محاکمه های فوری به دلیل اتهاماتی که حتی اتهام خوانده شدن را برنمیتابند، منتشر شود، هراس دارند. هر روز دایره اضطراب بزرگتر میشود و شهروند احساس میکند میان سکوتی که او را میآزارد و کلمهای که ممکن است به قیمت یک عمر تعقیب تمام شود، محاصره شده است.
این روزنامه نگار تصریح کرد: در شهرها و روستاها، چهرههایی دیده میشوند که غمها به آرامی آنها را تغییر داده است؛ مادری که منتظر تماسی از فرزند بازداشتشدهاش است، پدری که اشکهایش را پنهان میکند تا خانواده از هم نپاشد، و کودکانی که با تصویرِ غایبانِ پشت میلهها بزرگ میشوند. اینها قصههایی فردی و جداگانه نیستند، بلکه تصویری جمعی از وطنی است که در سکوت رنج میکشد.
وی گفت: دردناکتر از بازداشتها، آن احساس عمومی است که به هر پیگیر اخبار بحرین دست میدهد؛ اینکه عدالت دیگر پناهگاه امنی برای مردم نیست. وقتی احکام صادره در بیرحمیِ خود تکاندهنده میشوند، شهروند احساس میکند در برابر ترس برهنه شده است و سرنوشتش ممکن است با یک کلمه، یک موضع و یا حتی یک “شبهه” تغییر کند و در اینجا قطعاً جوامع احساس امنیت خود را از دست میدهند.
الحسینی افزود: گفته میشود که وطنها نه تنها با ترس، و نه با تعقیبهای نامحدود، بلکه با عدالتی که مردم در آن احساس انصاف میکنند، حفظ و مستقر میشوند؛ با فضایی که به شهروند اجازه میدهد بدون لرزیدن از فردای خود، نفس بکشد. این تصویر و واقعیتِ امروزِ بحرین است؛ دغدغه امنیتی همیشگی است و دولت همواره در حال اجرای پروژههای پاکسازی در کشور علیه کسانی است که آنها را “پیروان ولایتفقیه” مینامد.
این نویسنده لبنانی بیان داشت: بحرین به مدارا نیاز دارد، نه به قساوت؛ به لحظهای از انصاف برای التیام این خستگیِ انباشته در قلبهای اهل آن. نیاز دارد که مردم احساس کنند شهروندان درجه یک هستند، نه اینکه توسط فرقهگرایانی که از آنها متنفرند، محاصره شوند و نه اینکه همواره سوژه اتهام باشند. ملتها ممکن است مدتها بر سختیها صبر کنند، اما هرگز احساس رها شدن و ناامیدی را هنگامی که ترس به “سبک زندگی” تبدیل میشود، فراموش نخواهند کرد.




