در یادداشتی با عنوان «ایران: روح یک جهان بیروح»، بخشی از گفتوگوی میشل فوکو با کلر برییر و پییر بلانشه در سال ۱۹۷۹ مرور شده و تحلیل این فیلسوف فرانسوی از انقلاب اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، فوکو انقلاب ایران را پدیدهای متفاوت از الگوهای رایج انقلابهای مدرن دانسته و معتقد است این حرکت نه بر پایه مبارزه طبقاتی و نه تحت هدایت یک حزب سیاسی شکل گرفت، بلکه جلوهای از «اراده جمعی» ملت ایران بود.
در این تحلیل، تشیع بهعنوان نیروی محرک انقلاب معرفی شده و تأکید شده است که مذهب برای مردم ایران صرفاً یک ایدئولوژی سیاسی نبوده، بلکه نقشی معنوی در ایجاد انگیزه، مقاومت و استمرار حرکت اجتماعی ایفا کرده است.
این یادداشت همچنین به دیدگاه فوکو درباره تلاش مردم ایران برای ایجاد تحولی فراتر از تغییرات سیاسی و اقتصادی اشاره میکند؛ تحولی که از نگاه وی، ناظر به تغییر در شیوه زیست، نگرش و هویت اجتماعی مردم بوده است.
در ادامه، ضمن اشاره به پیشبینی فوکو درباره چالشهای پیشروی انقلاب و بازگشت تدریجی مناسبات سیاسی و اجتماعی، نویسنده یادداشت با ارائه دیدگاه خود، این پیشبینی را نادرست ارزیابی کرده و معتقد است آرمانها و پویایی انقلاب اسلامی همچنان تداوم یافته و تقویت شده است.




